شبنم

خمیازهسلام

میخوام باور کنم آسمون سیاه نیست. زمین خشک نیست.دستایه آدما از محبت خالی نیست.دلهاشون از سنگ نیست.چه طور میشه باور کرد؟چه طور میشه قبول کرد؟این همه تنهایی این همه غصه.پس ازکجاست.اینجا که همه ادعای خوب بودنو دارن.چرا هیچ کس نمیبینه که سیاهی ازجامعمون داره میباره.همتونم بگید سفیده من میگم سیاهه.بسه دیگه اینقدر خودمونو فریب ندیم.ماها خوب نیستیم.اینجا کسی واسه عشق ارزشی قایل نیست.اینجایه بیماریه تنهایی داریمو همه تظاهر میکنیم همه چیز خوبه.هیچ چیز خوب نیست.فقط موضوع اینجاست که میخوایم با این حرفا خودمونو فریب بدیم. 

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط شبنم نظرات () |

ازاین شهر شلوغ خسته شدم کاشکی کاشکی یه جایی ÷یدا میشد که هیچ آدم بی معرفتی توش÷ یدانمیشد.......

آخه چی شد که لایق دیدن این همه بدی شدم؟؟؟چرا هروقت من دله کسی رو میشکونم زودی جوابشو میگیرم ولی دیگران که میشکنن هیچیشون نمیشه؟؟؟

چی شدکه عاشق کسی شدم که عاشقه یکی دیگه است.چی شد که قسمت من اون شد؟چی شد که له شدم زیر ÷ایه این شلوغیه گناه...چی شد که تنهاشدم؟چی شد که رهاشدم تویه این جاده ی تاریک که تهش ÷یدا نیست؟چی شد که هم نفس تنهاییام یه مشت عکس شد که بااون نگاههای سرد داغ دلم روتازه میکنن؟چی شد که شنیدم حرفایه تلخی روکه هیچ ادمی لایق شنیدنش نیست؟چی شد که این به سرم اومد؟کدوم ÷سری میفهمه که غمه یه دختر عاشق چیه؟

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط شبنم نظرات () |

سلام

واقعا بعضی چیزا دل آدمو میسوزونه.

یکیش غروره ما آدم هاست.

نمیدونم از مسخره کردن این بنده های خدا چه سودی میبریم.نمیدونم چرا سرگرمیمون این شده.واقعا ناراحتم.چرااینقدر سنگ دلیم؟از کجا میدونیم اونا ازما بهتر نیستن عاقلتر نیستن؟چرا اینقدر به سالم بودن خودمون مطمئن هستیم؟به نظر من کسی که سرشو با مسخره کردن دیگران گرم میکنه مشکلات عقلیش بیشتره.آرزوم اینه که دیگه هیچ کس جرات نکنه اونارو اذیت کنه یا مسخره کنه.کاشکی قلبهایه سنگیمون به نرمی قلب اونا بود.

تقدیم به دلپاکترین بنده های خدا(یا به قول شما عقب مانده های ذهنی)لبخند

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٩ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ توسط شبنم نظرات () |

آدمهای ساده رادوست دارم.همانها که بدی هیچ کس راباورندارند.همانها که برای همه لبخنددارند.همانهاکه همیشه هستند برای همه هستند.آدمهای ساده رابایدمثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشاکرد.عمرشان کوتاه است.بس که هرکس ازراه میرسدیاازآنهاسواستفاده میکند یادرس نبودن بهشان میدهد آدمهای ساده رادوست دارم.بوی ناب "آدم" میدهند.....

منبع:مجله ی موفقیت/شماره ی٢٠۵/صفحه ی٧٩

نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٩ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ توسط شبنم نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت